|
|
|
|
|
آنچه انسانها باید بیاموزند
انسانها از کودکیشان خسته می شوند.........عجله دارند که بزرگ شوند وبعد دوباره پس از مدتهاآرزو می کنند که کودک باشند
آنها باا ضطراب به آینده می نگرند وحال را فراموش می کنند......بنابراین نه درحال زندگی می کنند ونه درآینده
آنها به گونه ای زندگی می کنند که گویی نمی میرندوبه گونه ای می میرند که گویی هرگز زندگی نکرده اند
آنها باید بیاموزند نمی توانند کسی را وادار کنند که عاشقشان باشد
تمام آنچه قادر به انجام آن هستند این است که خودشان دوست داشته باشند
بیاموزند درست نیست خودشان را با دیگران مقایسه کنند
بیاموزند که فقط چند ثاینه طول می کشد تا درقلب انسانهایی که دوستشان دارند زخمهایی عمیق ایجاد کنند اما سالها طول می کشد تا آن زخمها را التیام بخشند
بیاموزند که ثرومنتد کسی نیست که بیشترین ها را دارد کسی است که به کمترین ها نیاز دارد
بیاموزند که کسانی وجود دارند که آنها را دوست دارند اما نمی دانند چگون احساساتشان را بیان کنند
بیاموزند که کافی نیست فقط آنها دیگران را ببخشند بلکه آنها بیاد خود را نیز ببخشند
در نهایت بدانند همیشه به خدا نگویند مشکلات بزرگی دارم
بلکه
به مشکلات بگویند خدای بزرگی دارم
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1384ساعت 13:2 توسط فرهاد
|
|
||
|
|
|
|
|
اوشو می گوید: " کمی سبکسری لازم است تا از زندگی لذت ببری و کمی شعـــور، تا مشکلی برایت پیش نیاید!" واقعا برای شاد بودن چیز بیشتری لازم نیست. برای خوشبختی یک بهانه کوچک کافی است. اگر با دقت به اطرافتان نگاه کنید، بهانه های کوچک و بزرگ زیادی پیدا می کنید. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیستم مرداد 1384ساعت 18:24 توسط فرهاد
|
|
||
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1384ساعت 2:27 توسط فرهاد
|
|
||
|
|
|
|
|
شیندم که چون قوی زیبا بمیرد فریبنده زاد وفریبا بمیرد شب مرگ تنها نشیند به موجی رود گوشه ای ودور وتنها بمیرد درآن گوشه چندان غزل خواند آن شب که خود در میان غزل ها بمیرد گروهی برآنند کاین مرغ شیدا کجا عاشقی کرد آنجا بمیرد!!!! شب مرگ از بیم آنجا شتابد که ازمرگ غافل شود تابمیرد من این نکته گیرم که باور نکردم ندیدم که قویی به صحرا بمیرد چو روزی زآغوش دریا برآمد شبی هم در آغوش دریا بمیرد تو دریای من بودی آغوش واکن که میخواهد این قوی زیبا بمیرد |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هشتم مرداد 1384ساعت 16:39 توسط فرهاد
|
|
||