|
|
|
|
|
صبح است ساقيا قدحي پر شراب كن
دور فلك درنگ ندارد شتاب كن زان پيشتر كه عالم فاني شود خراب ما را به جام باده گلگون خراب كن |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1384ساعت 11:19 توسط فرهاد
|
|
||
|
|
|
|
|
روزي مردي در زير درخت گردويي نشسته بود و با خود فکر ميکرد چرا خداوند گردويي به اين کوچکي ميوه درختي به اين عظمت است وخربزه را بر بوته اي به آن کوچکي ميروياند که ناگهان گردويي از بالا بر سرش سقوط کرد و مرد از درد به خود پيچيد و گفت خدايا بنازم حکمتت را چرا که اگر به جاي آن گردو خربزه اي بر آن درخت مي بود اکنون از اين تن ناچيز چيزي بر جاي نمانده بود |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیستم آذر 1384ساعت 6:36 توسط فرهاد
|
|
||
|
|
|
|
|
تولد هر کودک بدين معناست |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آذر 1384ساعت 13:16 توسط فرهاد
|
|
||
|
|
|
|
|
بچه ها شوخي شوخي به گنجشکها سنگ مي زنند... و گنجشکها جدي جدي مي ميرند... آدمها شوخي شوخي زخم مي زنند... و قلبها جدي جدي مي شکنند... و تو شوخي شوخي لبخند مي زني... |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آذر 1384ساعت 14:50 توسط فرهاد
|
|
||
|
|
|
|
|
تا كي غم آن خورم كه دارم يا نه
وين عمر به خوشدلي گذارم يا نه پر كن قدح باده كه معلومم نيست اين دم كه فرو برم برآرم يا نه |
||
|
+
نوشته شده در شنبه دوازدهم آذر 1384ساعت 6:35 توسط فرهاد
|
|
||
|
|
|
|
|
ارباب ديگران بودن آسان است بر خود حکومت کردن دشوار است |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم آذر 1384ساعت 8:50 توسط فرهاد
|
|
||